اولین فرصتی که دست داد رفتم همه چیزو گذاشتم کف دست الف. الف هم خیلی عصبانی شد. راستش عصبانی شدنش تو دلم قند آب میکنه. حس میکنم واقعا مهمم. بس که پدرم هر چی دید واکنشی نشون نداد. بس که اهمیت نداد. یا شایدم ربط به خودم داره فقط. بهرحال خیلی از هم دور شده بودیم حس نمیکردمش گاهی. میگفت حتما جلو هم نشستی! نگفتم اره... گفت حتما اهنگ هم گذاشتی! باز نگفتم آره... خب حسم الآن ناراحتیه. حق ما این نیست. میتونستیم الآن پیش هم باشیم.
برچسب:
نویسنده: یگانه رستمی
تاريخ: دوشنبه
28 آذر
1401 ساعت: 22:00